من، پارمیدا شجاعیمهر، شش سال از عمر خویش را در محضر استادی گذراندم که جز راستی نیاموخت و جز نیکی نکاشت.
او، در صداقت چون آینه، در اخلاق چون کوه، و در مهر چون پدر، حضوری استوار داشت.
بذر دانشی که در دل ما افشاند، آبی جز خلوص و اندیشه نیک نداشت.
اما چه بسیارند آنان که از دور، سنگ به درخت بارور میزنند، بیآنکه طعم میوهاش را چشیده باشند.
حسرت، گاه جامهای از تهمت بر تن میکند و کینه، زبان را به داوری ناحق میکشاند.
به اینان میگویم:
آیینه را پیش رو بگیرید، غبار از آن بزدایید، و پیش از سنجش دیگری، سیرت خویش ببینید.
راستی، همچون خورشید است؛ هر که تاب دیدنش ندارد، به سایه پناه میبرد.
باشد که روزی، گرمای این خورشید، یخ کینهها را آب کند و حقیقت، چشمان بسته را بگشاید.
مانترا بزرگی راد
20 مرداد 1404
برخی انسانها، فروغی جاویداناند؛ نهتنها راه خویش، که افق دید دیگران را نیز روشن میسازند.
دکتر کامران یثربی برای ما همان فروغ هدایت بودهاند که در ظلمات تردید، مشعل امید افروختهاند.
این روزها، هر آنچه به ناروا بر زبان یا قلم میآید، جز غباری زودگذر بر آیینهٔ حقیقت نیست.
ما شاگردانش نیک میدانیم که شکوه و بزرگی به نسیم سخنان تلخ فروکاسته نمیشود.
او آموزگار ماست، و ما تا ابد بر آستان روشناییِ حضورش سر تعظیم فرود میآوریم.
دیدگاه ها (2)
پارمیداشجاعی مهر
17 مرداد 1404من، پارمیدا شجاعیمهر، شش سال از عمر خویش را در محضر استادی گذراندم که جز راستی نیاموخت و جز نیکی نکاشت.
او، در صداقت چون آینه، در اخلاق چون کوه، و در مهر چون پدر، حضوری استوار داشت.
بذر دانشی که در دل ما افشاند، آبی جز خلوص و اندیشه نیک نداشت.
اما چه بسیارند آنان که از دور، سنگ به درخت بارور میزنند، بیآنکه طعم میوهاش را چشیده باشند.
حسرت، گاه جامهای از تهمت بر تن میکند و کینه، زبان را به داوری ناحق میکشاند.
به اینان میگویم:
آیینه را پیش رو بگیرید، غبار از آن بزدایید، و پیش از سنجش دیگری، سیرت خویش ببینید.
راستی، همچون خورشید است؛ هر که تاب دیدنش ندارد، به سایه پناه میبرد.
باشد که روزی، گرمای این خورشید، یخ کینهها را آب کند و حقیقت، چشمان بسته را بگشاید.
مانترا بزرگی راد
20 مرداد 1404برخی انسانها، فروغی جاویداناند؛ نهتنها راه خویش، که افق دید دیگران را نیز روشن میسازند.
دکتر کامران یثربی برای ما همان فروغ هدایت بودهاند که در ظلمات تردید، مشعل امید افروختهاند.
این روزها، هر آنچه به ناروا بر زبان یا قلم میآید، جز غباری زودگذر بر آیینهٔ حقیقت نیست.
ما شاگردانش نیک میدانیم که شکوه و بزرگی به نسیم سخنان تلخ فروکاسته نمیشود.
او آموزگار ماست، و ما تا ابد بر آستان روشناییِ حضورش سر تعظیم فرود میآوریم.